
آمـدم ای شـاه، پناهـم بـده خـط امـانی ز گنـاهـــم بــده
ای حَرمَـت ملجـأ درماندگـان دور مران از در و ، راهـم بده
لایق وصل تو که من نیستم اِذن به یک لحظه نگاهم بده
گوش کنید

یا مقلب القلوب امسال را باید زودتر از همیشه بگویم.. چون معلوم نیست چهار پنج ساعت دیگر یعنی ساعت دو و سه نصف شب بیدار باشم یا نه. میخوابم و سال دیگر بیدار می شوم. ۵ سال اول سال ۸۹، ۵ سال پایانی سربازی من بود که گذشت، یاد پرسنل بخیر. آقای قربانی یادت بخیر! آیای فاطمی یادت بخیر! جناب سرهنگ طالبی و جناب سرگرد گلشاهیان که هر دو از نمونههای فراموش نشدنی و بینظیر آن مجموعه بودند یادتان بخیر! سال نودتان مبارک
باز این چه شورش است که در جان واژه هاست...
|
با اشــک هـاش دفتـــر خـــود را نمـــور کـــــرد |
در خـــود تمـــام مرثیـــه ها را مـــرور کـــرد |
با صدای شاعرش بشنوید
آهنگهای برنامه کودک دوران قدیم!
| توشیشان | هادی و هدا |
| چاق و لاغر | بامزی |
| کارآگاه گجت | مدرسه موشها |
| آقای حکایتی۱ | آقای حکایتی۲ |
| باز هم مرغ سحر | آنت |
| زبل خان | پسر شجاع |
امروز میدون شهدا بودم. میخواستم برم حرم. به محض اینکه به ایستگاه رسیدم خوشبختانه یک اتوبوس که روی اون نوشته بود حرم مطهر هم از راه رسید. بنابراین بدون معطلی سوار شدم. داشتم سوار می شدم پله آخر رو که رفتم بالا؛ دیدم یعنی شنیدم که یکی سلام کرد....
صدای مرد نبود. سمت چپ و راستم رو ورانداز کردم پیدایش نکردم بالا و پایین هم که طبیعتاً نبود! دست آخر فهمیدم یک خانمی حدوداً 40 ساله یا به عبارتی 16 سال و چند ماهه! پشت رل اتوبوس نشسته و به هر مسافری که سوار اتوبوس میشه سلام میکنه.
اومدم که رو صندلی بشینم تازه فهمیدم که یادم رفته جواب سلامشو بدم! ... مردم رهگذر هم وقتی راننده اتوبوس رو میدیدند تعجب می کردند یا لبخند میزدند. یک مسافر دیگه هم که با من سوار اتوبوس شده بود در تمام مدت به راننده نگاه می کرد و سعی می کرد جلو خنده اش رو بگیره. بگذریم از یک بار که نتونست خودشو کنترل کنه و زد زیر خنده... میخواستم به اون آقاهه! که داره میخنده بگم که: " آقا داری به چی میخندی؟ چیش خنده داره؟" که راننده اتوبوس یعنی همون خانمه! صداشو بلند کرد و گفت:"خانمای گلم کسی پیاده میشه؟" خودم هم خندهام گرفته بود... خانمهای اتوبوس هم که تا پشت صندلی ردیف دوم آقایان پیشروی کرده بودند جواب دادند آره یک نفر پیاده میشه! خلاصه فضای اتوبوس خیلی زنانه شده بود راننده با خانمها صحبت می کرد و خانمها با راننده و ما هم این وسط مونده بودیم چکار کنیم و دعا می کردیم زود برسیم حرم.
جونتون بی بلا بدون هیچگونه آسیبی به حرم رسیدیم.
راستی! داشتم فکر می کردم درسته که اکثر خطوط، خصوصی شدن و بجای 50 تومن باید صد تومن بدی ولی در عوض میتونی تو اتوبوس بخندی یا خنده دیگران رو تماشا کنی و به سلام راننده جواب بدی! و فحشهای رکیک راننده های مرد به رانندههای دیگه رو نشنوی. چی از این بهتر!![]()
|
اَلحمد |
ستایش |
الهمد |
هلاکت و خاموشی |
|
العالمين |
جهانیان |
العالِمين |
دانشمندان |
|
الرحمن الرحيم |
بخشنده و مهربان |
الرهمن الرحيم |
مرهم گذار |
|
نَعبد |
عبادت میکنیم |
نئبد |
همیشه میمانیم |
|
نَستعين |
یاری میجوئیم |
نستئين |
طلب وقت میکنیم |
|
مُستقيم |
راست |
مستغيم |
طلب ابری شدن آسمان |
|
اَنعَمت |
نعمت دادی |
اَنئمت |
ناله ضعیف درآوردی |
|
مَغضوب |
غضب شده |
اَلمقضوب |
شاخه بریده شده |
|
ضالين |
گمراهان |
ظالين |
سایه کنندگان |
|
زالين |
به لغزش افتادگان | ||
|
ذالين |
خوار شدگان | ||
|
قُل |
بگو |
غُل |
بگیر – هلاک کن |
|
اَحَد |
یکتا |
اَهد |
زمین کود |
|
صَمد |
بینیاز |
سَمد |
ایستاده |
|
سُبحان |
منزه |
سُبهان |
عقل او را به خاطر پیریاش میگیریم |
|
عَظيم |
بزرگ |
عَزيم |
اراده دهنده |
|
بِحَمده |
به ستایش |
بِهمده |
هلاک کردن |
|
صَلِّ |
درود بفرست |
سَلِّ |
شمشیر بکش |
|
مُحمّد |
ستوده شده |
مهمد |
هلاک شده |
|
علي |
بر |
اَلا |
آگاه باش |
به نام خدا - با تشکر از آمادگي جنابعالي جهت پيوستن به نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران بدينوسيله ...
برگه ای در دست، کیفی در پشت پیش به سوی خدمت سربازی در اوج جوانی.
فردا صبح ساعت 7 که می شود اولین ساعات سربازی من شروع می شود نمی دانم چه اتفاقی خواهد افتاد به کدام منطقه کشور برای خدمت فرستاده خواهم شد. یک ماه دیگر عید است , ماهی فروشیها سر میدان ما بساطشان را مثل هر سال پهن کرده اند اما انگار امسال هفت سین عید من سرباز و سرنیزه و سپر و سروان و سرگرد و سرتیپ و سرهنگ خواهد بود امشب آخرین شبی است که در خانه خودمان هستم و قانون زندگی ام را خودم تعیین می کنم ولي لحظات امشب خيلي زود مي گذرد... بايد استراحت کنم براي صبح فردا و فرداهايي متفاوت تر از هميشه. خدانگهدار![]()
سلام؛ خيلي وقت هست که در وبلاگم چيزي ننوشتم چون چيزي نداشتم که بنويسم! و وقت هم نداشتم... ديروز صبح قبل از بيرون رفتن بعد از مدتها تلويزيون رو روشن کردم تا همدم لحظات صبحانه اي من باشد! شبکه دو برنامه "روز از نو" بحث پیرامون مسائل اینترنت و IT بود و مهمان برنامه هم آقای علیرضا شیرازی مدیر بلاگفا بودند که تا قبل از این فقط عکسشان را در بالای وبلاگشان دیده بودم. برنامه خوبی بود. تا پایان صحبتها را گوش دادم و بعد از منزل خارج شدم.
دانلود قسمتی از این برنامه
« صداي مرحوم خسرو شکيبايي »
√ آهنگ آب با صداي خسرو شکيبايي.(حدود ۷۵۰ کيلوبايت)
√ آهنگ منظومه مسافر با صداي خسرو شکيبايي. (۷۰۰ کیلوبایت)
√ و سرانجام اجراي زيباي شعر علي کوچيکه. (بيشتر از ۲ مگابايت)
.
« والا پيام دار محمــــــــــــد... »آنگاه تمثيل وار كشيدي عباي وحدت بر سر پاكان روزگار
« والا پيام دار محمــــــــــــد... »
در تنگ پر تبرك آن نازنين عبـا ديرينه اي محمد جا هست
بيش و كــم آزاده را كه تيـــغ كشيـــده اسـت بـر ستــــم
« والا پيام دار محمــــــــــــد... »
والا پیامدار را بشنوید...(MP3,32KB)